تبليغاتX
معارف اسلامی

اسلام در عین اینکه آزادی عقیده را محترم می شمارد،وهیچ کس را به اجبار دعوت به سوی این دین نمی کند.به همین دلیل به اقوامی که دارای کتاب آسمانی هستند فرصت کافی می دهد که با مطالعه وتفکر آیین اسلام را بپذیرند،واگر نپذیرفتند،با آنها به صورت یک اقلیت هم پیمان (اهل ذمه)معامله می کند وبا شرایط خاصی که نه پیچیده است ونه مشکل با آنها همزیستی مسالمت آمیز  بر قرار می نماید،ولی در عین حال نسبت به شرک وبت پرستی سخت گیر است ،زیرا شرک وبت پرستی،نه دینی است و نه آیینی ونه محترم شمرده می شود. بلکه یک نوع خرافه وانحراف وحماقت ودر واقع یک نوع بیماری فکری واخلاقی است که باید به هر قیمت که ممکن شود آن را ریشه کن ساخت.

کلمۀ آزادی واحترام به فکر دیگران، در موردی بکار برده می شود که فکر وعقیده،لااقل یک ریشۀ صحیح داشته باشد. اما انحراف خرافه، گمراهی وبیماری چیزی نیست که محترم شمرده شود،وبه همین دلیل اسلام دستور می دهد: بت پرستی به هر قیمتی که شده است حتی به قیمت جنگ، از جامعۀ بشریت ریشه کن گردد.بت خانه ها وآثار شوم بت پرستی اگر از طریق مسالمت آمیز ممکن نشد باید با زور ویران ومنحدم گردند.

آری اسلام می گوید:باید صفحۀ زمین از آلودگی به شرک وبت پرستی  پاک گردد وبه همۀ مسلمین نوید می دهد.سرانجام توحید ویکتا پرستی برتمام جهان حاکم خواهد شد وشرک وبت پرستی ریشه کن خواهد گشت.

از آنچه گفتیم معلوم می شود که اسلام جهاد را با اصول صحیح ومنطق عقل هماهنگ ساخته وهرگز آن را وسیلۀ سلطه جویی وکشور گشایی،غصب حقوق دیگران وتحمیل عقیده،واستعمار واستثمارقرار نداده است.

به هر حال،از افتخارات ما مسلمانان،آمیختن دین با حکومت وداشتن دستور حیات آفرین جهاد در برنامه های دینی است.

نکته ای که در تمام آیات جهاد بدون استثناء بیان شده،قید«فی سبیل الله»است. تعبیر فی سبیل الله هدف اصلی جنگهای اسلامی را روشن می سازد که جنگ در منطق اسلام،هرگز به خاطر انتقام جوئی ،یا جاه طلبی،یا کشور گشائی ویا وسیله ای برای بدست آوردن مال وثروت اندوزی نیست، اسلام همۀ اینها را محکوم می کند ومی گوید:صلاح بدست گرفتن وجهاد کردن فقط باید در راه خدا وبا انگیزه های الهی وبرای گسترش قوانین الهی،توحید،عدالت، دفاع از حق، وریشه کن ساختن ظلم وفساد وتباهی می باشد.

شکی نیست که پیمودن راه خدا(جهاد فی سبیل الله)با تمام مشکلاتی که دارد،چون موافق روح وجان مؤمنان صادق است،کاری آسان وگوارا می باشد،به همین دلیل مؤمنان مخلص داوطلبانه از ان اسقبال می کنند  هر چند سر انجامش شهادت باشد

وپیروزی نیز از ان مؤمنان است زیرا افراد با ایمان در مسیر اهذاف حقایقی گام برمی ذارند که با قانون افرینش هماهنگ وهم صدا است ورنگ ابدی وجاودانی دارد،آنها در راه آزادساختن انسانها واز بین بردن مظاهر ظلم وستم پیکارمیکنند

در حالی که طرفداران کفر شرک در مسیر استعمار واستثمار بشر وارضاءشهوات زودگذر که اثر آن ویرانی جامعه وبر خلاف قانون آفرینش است تلاش وکوشش می نمایند. واز سوی دیگر افراد با ایمان بااتکا به قدرت الهی ونیروی معنویش آرامش دارندگه پیروزی انها را تضمین میکند وبه آنها قوت ونیرو می بخشد ،در حالی که افراد بی ایمان هیچ تکیه گاهی ندارند.

+ نوشته شده توسط مجاهد در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 3:24 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ومالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمسضعفین من الرجال والنساء والولدان الذ ین یقولون ربنا اخرجنامن هذالقریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیاواجعل لنا لدنک نصیرا(انساء 75)

ترجمه:چرادر راه خدا ودر راه مردان وزنان وکوذکانی که(به دست ظالمان)تضعیف شده اند جنگ نمی کنید،همان افراد(ستمدیده ای)که می گویند:خدایا!مارا از این شهر که اهلش ستمگرند بیرون ببر،وبرای ماازسوی خود،ولی قرارده،وبرای ما از سوی خود یارو یاوری معین فرما))

خاوند در آیه مبارکه بر اساس تحریک عواطف انسانی دعوت به جهاد می دهد، ومی فرماید((چراشما در راه خدا ودر راه مردان وزنان وکودکان مظلوم وبی دفاعی که در چنگال ظلمان گرفتار شده اند جنگ نمی کنید ))

آیا احساسات وعواطف لطیف انسانی شما اجازه می دهد که خاموش باشید واین صحنه های رقت باررا تماشا کنید.

وآنگاه برای شعله ور ساختن عواطف انسانی مومنان می گوید .این مستضعفان همان ها هستند که در محیط هائی خفقان بار گرفتار شده ،امید آنها از همه جا بریده است ، لذا دست به دعا برداشته از خدای خود می خواهند که از آن  محیط ظلم وستم بیرون روند  ونیز از خدای خود می خواهند که ولی وسرپرستی برای حمایت آنهاقرار دهد.ویار ویاوری برای آنها برانگیزد در حقیقت آیه فوق اشاره به این است که:خداوند متعال دعای آنها را مستجاب کرده واین رسالت بزرگ انسانی را بر عهدۀ شما گذاشته ،شما (ولی )و(نصیری) هستید که از طرف خداوند برای حمایت ونجات آنها تعیین شده اید. پس هدف از جهاد بدست آوردن مال،مقام ویا منابع طبیعی ومواد خام کشورهای دیگر نیست ویا وسیله ای برای تحصیل بازار مصرف،ویا تحمیل عقیده وسیاست نمی باشد.

بلکه تنها برای نشر اصول فضیلت وایمان ودفاع از ستم دیدگان وزنان ومردان بال وپر شکسته وکودکان محروم وستم دیده است.

در آیه فوق به دو هدف جامع جهاد اشاره شده،یکی «هدف الهی» ودیگری«هدف انسانی» واین دو،در حقیقت از یکدیگر جدا نیستند وبه یک واقعیت باز می گردند.

به این ترتیب،قرآن از مسلمانان می خواهد:هم در راه خدا وهم در راه آزادی مستضعفان مظلوم،جهاد کنند،وبا توجه به این که در آیۀ فوق،قید وشرطی نیست، این مظلومان ومستضعفان در هر نقطۀ جهان باشند باید از آنها دفاع کرد وحمایت از مظلومان در مقابل ظالمان در اسلام یک اصل است که باید مراعات شود،حتی اگر به جنگ منتهی شود،اسلام اجازه نمی دهد که مسلمانان در برابر فشارهایی که بر مظلومان جهان وارد می شود بی تفاوت باشند واین دستور یکی از ارزشمند ترین دستورات اسلامی است که از حقانیت این دین خبر می دهد.                        

+ نوشته شده توسط مجاهد در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 10:42 |

بسم الله الرحمن الرحیم

أُذن للذین یقاتلون بانهم ظلمووان الله علی نصرهم لقدیر (حج-39)

 

ترجمه: به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل گردیده،اجازۀ جهاد داده شده است ، چرا که مورد ستم قرار گرفته اند ،والله (ج) بر یاری آنها تواناست.

وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم. (البقره-190)

ترجمه: بجنگید در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند.

قرآن دستور جهاد ومبارزه با کسانی که شمشیر به روی مسلمانان می کشند را صادر کرده وبه آنان دستور می دهد،برای خاموش ساختن دشمنان ،دست به اسلحه ببرند.وبا شجاعت وصراحت از خود وحقوق خویش دفاع کنند.آیا صحیح است کسی به انسان حمله کند واو از خود دفاع ننماید؟

یا ملتی  متجاوز وزورگو هجوم بر ملتی دیگر ببرند وآنها دست روی دست گذارده ونابودی سرزمین وملت ودین خویش راتماشا کنند.

 در اینجا تمام قوانین آسمانی وبشری به شخص یا ملتی که مورد هجوم  واقع شده حق می دهد برای دفاع از خویشتن بپاخیزد وآنچه در قدرت داردبه کار برد وازهرگونه اقدام  منطقی برای حفظ موجودیت خویش فروگذار نکند

این حق مسلم طبیعی،فطری وعقلی هر مظلومیست که تن به ظلم ندهد، برخیزد، فریاد کند وبا توسل به جهاد مبارزه ای سرسخت ظالم را بر سر جای خود بنشاند ودست آلوده به ظلم او را از حقوق خود کوتاه کند.همچنین جهاد در برابر مشرکان وطاغوتهایی که قصد نابودی دین مقدس اسلام را دارند وبه نوعی مانع دعوت اسلام می شوند وقیام به تخریب مدارس ومساجدی که مراکز بیداری افکار هستند،می کنند واجب است،بنا بر این آنها که می گویند:چرا اسلام اجازه داده است مسلمانان با توسل بازور با نبرد مسلحانه،مقاصد خود را پیش ببرند؟

چرا با توسل به منطق هدف های اسلامی پیاده نمی شوند؟

پاسخ شان از آنچه در بالا گفتیم به خوبی روشن می شود.

آیا در برابر ظالم متجاوزی که مردم را به جرم گفتن (لا اله الا الله) از خانه وکاشانۀ شان آواره می سازد،و هستی آنها را تملک می کند، وپایبند به هیچ قانون ومنطقی نیست، می توان با حرف حساب ایستاد؟!

آیا در برابر چنین دیوانگان بی منطق،جزء با زبان اسلحه می توان سخن گفت؟

آیا رژیمی که تمام قوانین الهی وبشری را زیر پا گذاشته است.چنین رژیمی منطق ومذاکره می فهمد؟!

رژیم ظالم ومتجاوز آخوندی ایران در زیر لوای دروغین جمهوری اسلامی از بدو تولد شوم خودشان تا به حال ده ها عالم واندیشمند ودعوتگر راه حق را به جرم فقط (حق) تا به حال به شهادت رسانده وده ها مسجد ومدرسه وکتابخانه را ویران کرده و به تمامی حقوق یک ملت تجاوز آشکار کرده وبه غیر از زور وظلم وتجاوز ونیرنگ وفریب چیزی دیگر در کارنامه وتاریخ خود ندارد،حال آیا کسی است که با این زورگویان از در منطق وارد شود .

رژیمی که وجود یک اندیشمند ویامسجدومدرسه ای راکه سبب اگاهی وحرکت توده های مردم است  مزاحم منافع نامشروع خود می بیند وباتمام قوا درنابودی انها می کوشد،  ایا با چنین جاهلان زورگویی باید از طریق مسالمت آمیز وارد بحث شد ؟     

به هر حال ،اگر مسائل ذهنی را کنار بگذاریم ،وبه واقعیت های موجود در جوامع انسانی بنگریم ،یقین خواهیم کرد که منطق بشری نیز در مقابل زور گویان جاره ای ندارد جز توسل به اسلحه وزور،البته این هم از ناتوانی منطق نیست،بلکه عدم آمادگی جاهلان متجاوز برای پذیرش منطق صحیح است،در آیۀ40 سورۀحج خداوند می فرماید (اگر خداوند از مومنان دفاع نکند،واز طریق اجازه جهاد،بعضی رابوسیله بعضی دفع ننماید،دیرها،صومعه ها، عبادت گاههای یهود ونصری ومساجد ی که نام خدا در آن بسیار برده می شود همگی ویران می گردد)آری اگر افراد با ایمان وغیور ،دست روی دست بگذارند وتماشاچی فعالیتهای ویرانگرانه متجاوزان ،ظالمان ومشرکان باشند و آنها میدان را خالی ببینند،

اثری از مراکز عبادت الهی باقی نخواهند گذارد، چرا که عبادت خانه ها جای بیداری است، محراب ومنبر میدان مبارزه وجنگ است ،ومساجد در برابر ستمگران سنگر است، واصولاً هرگونه دعوت به خدا پرستی که خالی از شرک وخرافه پرستی باشد،قیامی است بر ضد جبارانی که می خواهند مردمان را به بندگی وبردگی بگیرند! ولذا اگر آنها فرصت پیدا کنند، تمام این مراکز را با خاک یکسان خواهند کرد

+ نوشته شده توسط مجاهد در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 18:28 |

بسم الله الرمن الرحیم

وقاتلوهم حتی لاتکون فتنه ویکون الدین لله . (البقره-193)

 

ترجمه: وبا آنها بجنگید تا فتنه ای باقی نماند،ودین مخصوص خدا گردد.

همه می دانیم که خداوند ذولجلال دستورها وبرنامه هائی برای سعادت،آزادی،تکامل،خوشبختی وآسایش انسانها طرح کرده است،وپیامبران خود را موظف ساخته این دستورها را به مردم ابلاغ کنند،ولی حکومتها ودولت هایی که بر بنیاد جاهلیت استوار هستند نمی توانند نظاره گر این دعوت باشند زیرا نظام جاهلی  تازمانی استوار ومنافع اش محفوظ است  که  مردم باورهایی پوچ وبی اساس داشته باشند وبا معیارهای جاهلی زندگی کنند .ودولتها وحکومتها بزرگترین موانع رادر طول تا ریخ درمقابل دعوت انبیاء ایجاد کردند . وبا سختی کامل در مقابل انبیاء ودعوتشان ایستادند.  علت این ایستادگی فقط حفظ منافع آنها بود وآنها به سختی از اینکه مردم به انبیاءایمان بیاورند جلوگیری می کردند. زیرا ایمان آوردن مردم به معنای خاتمه دادن به حکومت حاکمان بود .در طو تاریخ صاحبان صاحبان دولت وقدرت،دعوت انبیاءرا درمیان توده های مردم،قیام وشورشی بر علیه قدرت خودتصور می کردند. وبه همین خاطر اسلام حاکمان وصاحبان دولت قدرت را درمیان سه چیز اختیار می دهد.

 1.یا اسلام بیاورید

2. یا جزیه پرداخت کنید ومغلوب دولت اسلام شوید                 

3. یا برای جنگ آماده باشید

در اینجا دو نکته بسیار مهم است

1.     این سه پیشنهاد در مقابل حکومت ها ودولت ها است نه در مقابل عموم مردم ودر طول تاریخ اسلام نیز چنین بوده واین خود دلیلی است بر اینکه مسلمین هرگز مردم را به زور وتهدید مسلمان نکردند هدف اسلام فقط از بین بردند نظامهای طاغوتی وجاهلی بوده تا مردم از بردگی وبندگی آنها خلاص شوند ودر فضایی آزاد دعوت حیات بخش اسلام را بشنوند ونظام اسلامی را از نزدیک مشاهده ولمس کنند تا شاید سبب هدایت آنها شود.

2.     در سه پیشنهادی که اسلام در مقابل حکومتگران می گذارد پیشنهاد سوم جنگ است. ولی باید بدانیم که این جنگ با حاکمان است و به محض سرنگونی دولت متوقف می شود و هرگز عموم مردم را در بر نمی گیرد. این روش منطقی اسلام است اسلام  در مرحله نخست از طریق مسالمت آمیز دعوت خود را با دلیل وبرهان عرضه  می کند ودر صورت مانع تراشی با توصل به زور موانع را از سر راه دعوت خود بر می دارد. وآزادی تبلیغ ودعوت را برای خود کسب می کند. وبزرگترین موانع بر سر راه  دعوت حکومت ها ودولت هایی هستند  که بر اساس وبنیاد جاهلیت حکومت می کنند ورعیت را بسان بردگی قرار داده اند. به عبارتی دیگر: مردم در همه اجتماعات این حق را دارند که ندای منادیان حق را بشنوند، ودر قبول دعوت آنها آزاد باشند. حال اگر کسانی بخواهند آنها را از حق مشروعشان محروم سازند واجازه ندهند صدای منادیان راه الله بگوش جان آنها برسد، و از قید اسارت فکری واجتماعی آزاد گردند، حاملان رسالت دینی حق دارند برای فراهم ساختن این آزادی ، از هر وسیله ای استفاده کنند. واز این جا ضرورت جهاد اقدامی وآزادی بخش در اسلام روشن می شود.

البته این نوع جهاد فقط زمانی مشروع می شود که دولت اسلامی باشد وبرای خلیفه مسلمان واجب است برای برادشتن موانع از راه دعوت لشکر کشی نظامی کند

 

+ نوشته شده توسط مجاهد در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 5:28 |

بعضی از غرب زده ها اصرار دارند جهاد اسلامی را منحصراً در جهاد دفاعی خلاصه کنند.وبا هر زحمتی که هست کوشش می کنند تمام غزوات پیامبربزرگوار اسلام (ص)وجنگهای بعدازآن حضرت(ص)را در این راستا توجیح کنند،در حالی که نه دلیلی بر این مسئله داریم،ونه تمام غزوات پیامبر(ص) دراین معنی خلاصه می شود، بهتر است بجای رأی زنی های نادرست به قرآن کریم باز گردیم.واهداف وفلسفۀ تشریعی جهاد را از آن بگیریم، اهدافی که همه منطقی،اخلاقی،وقابل عرضه کردن به دوست ودشمن است

+ نوشته شده توسط مجاهد در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 10:50 |

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده کمتر ازآنم که درباره قرآن عظیم الشأن چیزی بگویم یا بنویسم.ولی مسئولیتی که بر دوش دارم مرا مجبور می کند آنچه میدانم ومی فهمم بنویسم.زیرا منشأهرعملی یک نوع تفکرخاص است وهرتفکری مبنا واساس عقیدتی وایدئولوژیک دارد.و منبع ایدئولوژی اسلامی قرآن وسنت است. ما هم به دنبال تربیت آن جماعت پیشتاز هستیم ناگزیریم به همان مصدر نخستین یعنی قرآن کریم ورهنمودهای اساسی آن برگردیم. تاریخ گواه است که قرآن کریم ومعلم گرامی آن,حضرت محمد (ص)نسلی از انسانها را بار آوردندکه در تاریخ اسلام ودر تمام تاریخ بشریت بی نظیر وممتاز بودندآنها حامل رسالت دینی بودند.آنها در سایه قرآن حرکت می کردندو با نیروی ایمان,دعوت وجهاد.قرآن ودعوتش را به سرتاسر عالم رساندند.قرآن تنها منبعی بود که از آن استفاده می کردند ومتابق با آن خودرا می ساختند وبر اساس آن بار می آمدند.رسول خدا(ص) نسلی را ساخت که عقلها وقلبها یشان مملو از ایمان بودواندیشه ها وبینش ها یشان کاملا پیراسته وخالص بود.شما میدانید که نزول قرآن یکباره نبود بلکه به صورت تدریجی نازل شدوتنها دلیلش هم این است که قرآن مجید بر وفق نیازهای جدید ورشد افکارواندیشه ها ومتناسب با روند رو به رشد جامعه وزندگی وبه اقتضای مشکلات وبحرانهایی که جامعۀ نوپای اسلامی در زندگی روزمرۀ خود وآنها روبرو می شد,نازل می گشت.یک یا چند آیه در حالتی خاص ودر رابطهبا حادثۀمعین نازل میشد ومسائل داخلی وخارجی,صف بندیهای مختلف, موضع گیریهای مختلف ومشکلات ومسائل پیرامون آنها را بر ایشان تجزیهوتحلیل می کرد وبرنامه کاری آنها را درآن مرحله بر ایشان ترسیم میکردوبدین سان اشتباهات روانی ورفتاری آنان راتصحیح می کرد.این قرآن بودکه به آنها جهت میداد.آنها بوسیله قرآن کریم تغذیۀ فکری وروحی می کردندآنها با قرآن زندگی می کردند.وهمۀ برنامه ها را ازقرآن اخذ می کردند.قرآن در همۀ مسائل آنها ناطق بود.قرآن از عظمت خدابا آنها سخن می گفت.قرآن قیامت رابرای آنهابیان میکرد. وبه همین خاطر,نقطه به نقطۀ زندگی خود رابا این برنامه کامل وجامع الهی وفق می دادند.ما برای حمل رسالت ومسئولیت عظیمی که داریم ناگزیریم نسلی جدید بسازیم یعنی یک باز آفرینی کنیم واین باز آفرینی ناممکن است مگر در صورتی که خودرا ازتمامی عوامل تأثیر گذارجامعۀ جاهلی که عموماً تحت تأثیرشان زندگی می کنیم واز خط مشی آنها پیروی می کنیم,خود را آزاد کنیم وبرای این کار ناگزیریم به همان سرچشمه نابی بازگردیم که دعوتگران نخستین،خط مشی فکری عقیدتی وعملی خودرا از آن می گرفتند.سرچشمه ای که با هیچ عیب ولکه ای آلوده وهمرنگ نگشت. باید برگردیم واندیشه وباور خود را دربارۀ حقیقت جهان هستی وحقیقت وجود انسان وروابط این دوبا وجود خدای متعال ونیز دیدگاهمان را در مورد زندگی و ارزشهاواخلاق وبرنامه سیاسی واقتصادی وتمامی اصول زندگی خود را باید ازهمان سرچشمه یعنی قرآن مجید بگیریم. البته خیلی مهم است که ما قرآن را چگونه بخوانیم با چه هدف وانگیزه ای درباره اش تحقیق کنیم با توجه به تأثیربزرگ نیت وانگیزه بر عمل ونتیجۀ عمل،لازم است دعوت گران ومجاهدان راه خدا با احساس وانگیزه آموختنی برای بکار بستن وعمل کردن باید به قرآن رجوع کنند.پژوهش وکسب معلومات را هدف قرار ندهیم،بازگشت ما به قرآن باید برای آن باشد که بدانیم قرآن می خواهد چه باورهایی داشته باشیم،چگونه فکر کنیم،چگونه تصمیم بگیریم،چگونه مسائل را تحلیل کنیم،به جریانها وحوادث عالم با چه دیدی نگاه کنیم،و خلاصه این که چگونه باشیم وما نیزهمان گونه بشویم .

  

                                                                                                                                                                    

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 19:31 |

بعضی از مسلمانان هنگامی که می شنوند جهاد مسلحانه،یکی از ارکان و برنامه های اسلام است درتعجب فرو می روند که مگر دین می تواند توام با جنگ باشد.اما با توجه به این که همیشه افراد زورمند وخود کامه که اهداف انبیاء رامزاحم خویش می دیدند. دربرابر آنان ایستاده وجزء به محو دین وآیین خدا راضی نبودند،روشن می شود دین داران راستین عین تکیه بر عقل ومنطق واخلاق،باید درمقابل این گردن کشان ظالم وستمگر بایستند وراه خود را با مبارزه ودر هم کوبیدن آنان به سوی جلو بازکنند.اصولاً جهاد یکی ازنشانه های موجود زنده ویک قانون عمومی در عالم حیات است.وهمۀ موجودات زندۀ جهان اعم از نباتات وحیوانات بوسیلۀ جهاد موانع را از سر راه خود برمی دارند تا بتوانند به کمالات مطلوب خودبرسند.به عنوان مثال،ریشۀ درخت برای بدست آوردن غذاونیرو،به طور دائم درحال فعالیت است،واگر روزی این فعالیت وکوشش را ترک کند،ادامۀ زندگی برای اوغیر ممکن است.به همین دلیل هنگامی که در حرکت خود در اعماق زمین با موانعی برخورد کند،اگر بتواند آنهارا سوراخ کرده واز آنها می گذرد وحتی در وجود خود ما در تمام شبانه روز حتی در ساعاتی که در خوابیم نبرد عجیبی میان گلبولهای سفید خون ماودشمنان مهاجم وجود دارد، که اگریک ساعت فقط این جهاد ومبارزه خاموش گردد،ومدافعان کشوردست از پیکار بکشند،انواع میکروبهای موضی در دستگاههای مختلف بدن رخنه کرده و سلامت ما را به مخاطره خواهند انداخت عین همین مطلب در میان جوامع انسانی واقوام وملل عالم وجود دارد.آنانی که همیشه در حال جهاد ومقاومت بسر

می برند همواره زنده وپیروزند وجوامعی که به فکر خوش گذرانی وادامۀ زندگی فردی هستند،دیر یا زود ذلیل وخوار خواهند شد.

+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 15:5 |
السلام علیکم ورحمه الله


الحمدلله والصلاه والسلام علی رسول الله(ص) .اما بعد اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
(وما امروالالیعبدواالله مخلصین له الدین)وقال رسول الله(ص)-(انما الاعمال با لنیات)صدق الله ورسوله الکریم
دوستان وعزیزان:اخلاص یکی ازبزرگترین نیروهای بالقوه وبالفعل یک مومن متعهد است واز جمله صفاتی
است که درمکتب اسلام بنیادومعیار واساس هر حرکت وتلاشی است وبدون اخلاص هیچ عملی ولوبظاهرهر
چه بزرگ باشد اجری درنزد خداوند ندارد زیرا که آن عمل با انگیزه الهی انجام نگرفته است.زیرا مخلص
کسی است که بدور ازهیاهوهای سیاسی بانیتی پاک وبی آلایش تنها مهر وعنایت پروردگارش را در نظر
میگیرد وبس .واکثرآ اقدام به کارهایی می کند که با خواسته های شخصی وهواهای نفسانی اش هما هنگی
ندارد.نه شهرت می خواهد .نه ستایش مردم را می خواهد .(فمن کان یرجوا لقاءربه فلیعمل عملآ صالحآ ولا
یشرک بعبادة ربه احدآ)ترجمه «پس هرکس که خواهان دیدار خدای خویش است .باید که کار شایسته کندودر
پرستش پروردگارش کسی را شریک نسازد»
لذا برمجاهدان ودعوتگران راه خداست که خود را ازلغزشگاهای شرک خفی بدور نگاهدارند.مجاهدان مخلص
به حکم ان پارسایان نیک گمنامند .که هرگاه حاظر شوند شناخته نشوند وهرگاه غایب باشند کسی سراغشان
را نگیرد .اصراردارند که درحکم ریشه درخت باشند ودر دل زمین دور از انظار خلق به تغذیه درخت سرگرم
بمانند .دوست دارندکه در حکم پایه ساختمان باشند ودرعمق زمین پنهان باشند .اما ساختمان را برروی شانه
های استوار خود نگهدارند ودر روایتی تصویری زیبا ودل نواز از قدرت روحی مسلمان مخلص کشیده
شده است.دراین تصویر مسلمان مخلص سنگین تر از زمین وکوهها وپرتوان تر از اهن واتش واب وهوا
ودرترازوی حق توصیف شده است . ...ادامه دارد والسلام

+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:19 |
بحث حاضردرارتباط با بحث قبلی است.


بحثی که اکثر جنبشها ونهضتهاواکثر اندیشمندان ومتفکران امت اسلامی رابه خود مشغول کرده است.بحث اینست که یک جنبش ویا نهضت انقلابی واصلاحی چه نکاتی را بعنوان اولویت قرار دهدومهمترین مسئله درتعیین اولویتها اینست که یک نهضت باید اول افراد را تربیت کندتابتواند جامعه ای صالح تشکیل دهد.یا بالعکس اول جامعه صالح بسازدتاافراد صالح داشته باشد.
این سئوال برای اندیشمندان ودعوتگران مسلمان بسیار جدی ومهم است یعنی اول باید افراد راساخت و سپس تشکیل حکومت داد .یانه اول حکومت تشکیل بدهیم وسپس افراد راتربیت کنیم.
بنظربنده این بحث اساسا به هردوصورت غلط است .زیراکه باافراد غیر صالح چگونه می توان
جامعه صالح بنانمود.وازطرفی اگربخواهیم همه افراد یک جامعه راصالح کنیم .باامری غیرممکن روبرومی شویم حتی این کار درزمان رسول خدا ص محقق نشود .زیراقدرتهای شروراجتماعی
انجا ناایستاده اند تامامشغول ساختن فردفرد انسانها بشویم .
اماازنگاه وجهتی دیگر هردو فکردرست است .یعنی درمرحله ای خاص یک رهبر براساس مکتبش افرادی رامی سازد .البته نه همه افرادیک جامعه را.سپس این افراد که براساس مکتبشان ساخته وپرورده شده اند .فورا یک گروه متعهد اجتماعی .فکری وانقلابی را تشکیل می دهند .وازاینجاببعد فردسازی به حاشیه می رود وجامعه سازی شروع می شود.این گروه تربیت شده
اعتقادی وفکری می توانند جامعه رادگرگون سازند .ونظام وهدف وحکومت تازه ای رابراساس
تفکرشان درجامعه استقراردهند .وانگاه است که جامعه .جامعه سازی خودش را اغاز می کند.
دراسلام عزیز دو دوره سیزده ساله مکی وده ساله مدنی دو دوره کاملا حساب شده است .هجرت امری تصادفی نبوده .سیزده سال اول دوره ای است که اسلام فرد فردمسلمان راهدف دعوت خود قرار داده است ومشغول تزکیه وتربیت وساختن انسان درست اندیش ومعتقد است .وهمین اقلیت
که مهاجرین بودند . درمدینه مرحله دوم را اغاز می کنندوان ساختن یک جامعه درست است .
بنابر این در مکتب اسلام .مکه دوره فردسازی ومدینه دوره جامعه سازی است.
این بحث ادامه دارد........التماس دعا.

+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:15 |
بسم الله الرحمن الرحیم .
السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .
دوستان وعزیزان برای فهم بهترسیرت.میتوان زندگی رسول خدا«ص» رابه دومرحله تقسیم کرد.
1-زندگی مکی 2-زندگی مدنی

زندگی مکی ازبعثت نبی مکرم اسلام «ص» شروع میشود تااول هجرت به مدینه وزندگی مدنی ازاول هجرت شروع می شود تا رحلت جان گداز افتاب عالمتاب رسالت ص .
نبی مکرم اسلام «ص» درمدت 13ساله زندگی مکی مبارزات وتلاشهای خودرا برسه اصل اساسی ومحوری متمرکز نمودند که ما اختصارا به ان سه اصل توجهی گذری میکنیم
1-کاشتن نهال ایمان به خداوروزقیامت یاهمان استقرار هدف بلحاظ نظری وفکری
2-تحکیم اساسی دعوت اسلام بلحاظ ساختاری ویاهمان گسترش ونهادینه کردن دعوت اسلام
3-فردسازی وتربیت افراد براساس تفکروایدئولو ژی اسلامی
اما درزندگی مدنی اساس وبنیاد بسیاری ازفعالیتهافرق می کند
-انجاست که پیامبر«ص» به تشکیل یک نیروی نظامی اقدام می کند وخود شخصا فرمانده ای ان رابرعهده می گیرند
-انجاست که پیامبر «ص» طرح ها وبرنامه های رابرای تشکیل یک حکومت اسلامی به مرحله اجرا می گذارد
وهمچنین انجاست که پیامبر گرامی اسلام« ص» بحیث یک رهبر سیاسی ظاهر می شود ومعاهده هارا امضا میکند
این امردر قران عظیم الشان نیز بوضوح معلوم می شود.یعنی اگربه ایات مکی ومدنی توجه کنیم تفاوتهایی نمایان می گردد.ویکی ازفلسفه های نزول تدریجی قران مجید همین امر است
اما مقصودبنده ازمطرح نمودن این بحث مطلبی دیگراست.وان اینکه مسئولیت ورسالت حرکتها ونهضتهای اسلامی دراین خصوص چیست ناگفته نماند که دراین گذردوگروه به خطا رفتند
1-گروه اول.کسانی که براین باورندکه ما در زندگی مکی قرار داریم ومسئولیت وکاری درقبال برنامه های زندگی مدنی نداریم وباهمین بهانه ازاجرای حکم عظیم جهادوفتال شانه خالی می کنند
وفعالیت در راستای تشکیل یک حکومت اسلامی را کاری بیهوده وعبث می پندارند
2-گروه دوم.کسانی که اسلام راصرفا یک مکتب سیاسی تفسیر می کنند وبر این باورندکه همه عبادات درراستای تقویت بخشیدن به یک حرکت سیاسی هستند
همچنین لازم به ذکر است که هردو تفکر یاد شده درمقابل بعضی جریانهای فکری بوجود امدند
گروه اول بامشاهده شکستهاوناکامیهای پیاپی جنبشهاوحرکتهای جهادی وسیاسی اسلامی .ویا عدم موفقیت ظاهری انها ویاضعفهایی درزمینه معنویت .چنین نتیجه گیری می کنند .که ماباید در
زمینه هایی دیگر فعالیت کنیم ویا می گویند اول ایمان سپس جهاد
گروه دوم.اندیشمندان ودعوتگرانی بودند که درمقابل غرب گرائی وبالخصوص تفکر شوم والحادی سکولاریزم قیام کردندوباصلاح علم وایمان درمقابل این فتنه بزرگ قرن 18-19-20 ایستادند
وپایه های این تفکر پوشالین را متزلزل کردند.ولی عده ای ازاین دعوتگران حدود علمی مسئله رارعایت نکردندوچنان در جنبه های سیاسی اسلام پیش رفتند وافراط کردند که اخرالامر ادعا کردند
اسلام یعنی سیاست.قبلا گفتیم که هردو گروه درفهم صحیح مسئله دچار لغزش وخطا شدند.خداوند همه مان را بلطف بی پایانش ببخشد.
بحث دراین باره ادامه دارد..........والسلام


+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:10 |
برای رسیدن به موفقیت چهار چیز ضروریست
۱-تعین هدف.[هدف گیری]
کسانی که هدف ندارند مانندتیراندازانی هستند که بدون نشانه گیری شلیک می کنند
۲-عشق ومحبت مفرط به هدف[ بی قراری برای رسیدن به هدف]
۳-برنامه ریزی دقیق ومشخص برای رسیدن به هدف
۴-با تمام نیروحرکت بسوی هدف
این چند نکته راهمیشه باخود ورد کنیم
الف.اگرمی خواهیددرزندگی به هدفی برسید.باید به انچه هم اکنون انجام می دهید خوب توجه داشته باشید که ایابه هدفتان نزدیک می شوید یادور
ب.نشانه عشق به هدف اینست که در راه رسیدن به هدف ازهیچ کوششی دریغ نکنیم
+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:6 |
سلام. سلامی گرم وصمیمانه به همه برادران مسلمانم ...
رسالت بنده دراین وبلاگ خودسازی وجهان سازی براساس تفکروایدولوژی اسلامی است.وتحریض وتشویق برای تحقق واقعی شعارهای پنج گانه است.
۱-الله هدف ماست
۲-پیامبرالگوومقتدای ماست
۳-قران برنامه وقانون ماست
۴-جهادراه وروش زندگی ماست
۵-مرگ درراه الله بالاترین ارزوی ماست ...
به امید روزی که پیوندهای محبت.اخوت وبرادری به خانواده امت اسلامی بازگردد وهمه مسلمین بایکدیگر محبت کنند وبا اتحاد فکرواجتماع قلوب برای احیایی تفکرونظام اسلامی تلاش کنند ...والسلام
+ نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:4 |


Powered By
BLOGFA.COM